سام دشت دار

سام :

سام عزیز مامان
پسر خوبم این روزها حسابی دلبری میکنی ،صبح که بیدار میشی توی تخت  ما هستی و حسابی خودت رو لوس میکنی یک لگد به من میزنی یکی به بابا بعد میگی مامااااا بابااااا بعد من هر کاری کنم تو غش میکنی از خنده .الهی مامان فدای تو پسر عزیزم
دیروز باهات بازی میکردم،من سرمو بهت نزدیک میکردم بعد یواش پیشونیم میزدم به پشونی تو ۲ بار باهات این کار کردم بعدش خودت یواش و با احتیاط سرت به من نزدیک میکردی دانگ پیشونیت میکوبیدی به پیشونیم و غش میکردی از خنده .من موندم خیلی چیزها کی به شما بچه ها یاد میده؟میزه وسط سالن خیلی دوست داری میری زیرش میشینی و بازی میکنی اولها هر بار که میرفتی اون زیر و میومدی بیرون دانگی سرت میخورد به میز ولی حالا همچین گردنت خم میکنی مثل فرفره میری اون زیر و میایی بیرون بدونه اینکه سرت به جایی بخوره.
پسر خوبم عاشقتم باهمه وجودم تورو توی بغل میگیرم باهمه وجودم دوست دارم عزیزم .

+   سام دشت دار ; ٢:٢۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/٤/۳۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir